المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

17

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

با من بيا تا برويم در آن مكانى كه او را مفقود كردى . همين‌كه آدم عليه السّلام در آن موضع رسيد و اثر قتل هابيل را ديد اندوه آن حضرت شدّت نمود و قابيل را لعنت كرد . و منادى از آسمان ، قابيل را ندا كرد : لعنت بر تو باد كه برادر خود را كشتى و آدم عليه السّلام هم زمين را بعلّت بلعيدن خون هابيل لعنت كرد و زمين هم بعد از آن خونى را نبلعيد و خونى كه بر زمين ريخته شود منجمد و خشك خواهد شد . آدم عليه السّلام با حزن و اندوه فراوان برگشته مدّت چهل روز بر هابيل گريه كرد ، خدا به او وحى كرد : من بجاى هابيل به تو پسرى عطاء ميكنم كه او را خليفه و وارث خود قرار دهى ، آنگاه شيث را كه هبة اللّه باشد بآدم عليه السّلام عطاء كرد و خطاب رسيد : او را روز هفتم نام‌گزارى كن ، لذا سنّت شد كه روز هفتم نام مولود را تعيين نمايند . همين‌كه آدم عليه السّلام به سنّ پيرى رسيد خطاب آمد : فوت تو نزديك شده و من در فلان روز ، روح تو را نزد خود ميطلبم ، بهترين فرزند خود را كه هبة اللّه باشد وصىّ خود بنما و اسم اعظم را به او تسليم كن و علم و دانش را در تابوتى نهاده به او بسپار زيرا من قسم خورده‌ام كه زمين خود را از عالمى كه حجّت بر بندگانم باشد خالى نگذارم . آدم عليه السّلام فرزندان خود را ذكورا و اناثا جمع كرد و فرمود : خدا به من وحى كرده كه روح مرا بسوى خود بالا ببرد و مرا مأمور كرده كه بهترين فرزند خودم هبة اللّه را وصىّ خود گردانم ، خدا او را براى من و شما برگزيده كه بعد از من وصىّ باشد و چون او خليفه و وصىّ من است بر شما واجب است كه حرف او را گوش كرده